تله فیلم "پل"

تله فیلم "پل"

تاریخ ارسال : ۲۷ / بهمن / ۱۳۹۷

 

 

گفت و گو با شاپور شهبازی،کارگردان تله فیلم "پل"
بازيگري آبستره روي پل

او "پل"

 

 

گفت و گو با شاپور شهبازی،کارگردان تله فیلم "پل"
بازيگري آبستره روي پل

او "پل" را براي سيمافيلم کارگرداني کرده و داستان بلوغ شخصيتي يک نوجوان را به تصوير کشيده است.نوجواني که به دليل مسائل و مشکلات مالي،وضعيت خانواده او از سطحي نسبتا مرفه به شرايطي فقيرانه تغيير مي کند. او محله و مدرسه اش را عوض مي کند و در اين ميان با دوستي با همکلاسي هاي جديد و وارد شدن به محيط کار،به نوعي بلوغ شخصيتي دست مي يابد.
موضوع فيلم چيست؟مي توانيد خلاصه اي از آن را بگوييد؟
داستان یک خانواده متوسط و مرفه است که در اثر مشکلات مجبور می شوند به یکی از نقاط فقيرنشين کرمانشاه نقل مکان کنند.مادر و پسر مجبور می شوند با مشکلات،مزایا و معایب این محيط جديد درگير شوند.
کار کودک و نوجوان است؟نقش پسرنوجوان را چه کسي بازی می کند؟
بله.نقش اول،نوجوان است که امین شاهمرادی  آن را بازي مي کند و از بازيگران محلي است.
همه بازيگرانتان از اهالي کرمانشاه بودند؟
به جز خانم آزاده ریاضی و علیرضا جلالی تبار، بله. 
فیلمنامه را خودتان نوشتید ؟
بله. 
قبلا هم براي گروه کودک و نوجوان کار کرديد؟
قبلا کار کودک نوشته ام،اما اين کار،اولین تجربه  کارگرداني من بود.
تجربه اول کارگرداني تان که نيست ؟
نه.من در آلمان تحصيل کرده ام و آنجا سینما خواندم و کارگردانی و فيلمنامه نویسی هم داشته ام و جايزه هم برده ام،اما در اين حال و هوا و با اين فضا،بله؛اولین کارمن است.
چه شد سراغ چنين موضوعي آمديد؟قرار است فيلم چه بگويد؟
پیرنگ اصلی فیلم،درگیری نوجوان با محیط جدید و بچه های شروری است که در محیط جدید با یک بچه غريبه مواجه می شوند و برخورد خصمانه ای دارند.ضمن اینکه آنجا نوجوانی هست که به عنوان مشاور و پیر فرزانه با این نقش اول ما رفاقت می کند و قواعد و اصول دنیای ناشناخته و دنیای فقیرنشین را به ایشان آموزش می دهد.این ماجراهای بیرونی است، اما پیرنگ درونی بیشتر حول محور مواجه شدن با ترس است و غلبه بر کابوس ها و ترس های درونی که پارسا با آن ها درگیر است.او در این فیلم،به دلیل ترس هایي که دارد،مشکل شب ادراری دارد،اما در محیط جدید به این دليل که ماجراهای بیرونی برايش پیش می آید و با این بچه هایی که آزارش می دهند،مقابله می کند در پایان فیلم مشکل او هم حل می شود.
کار برای کودک عموما کاري سخت و به نوعي راه رفتن روی لبه تیغ است.اگر مراقب نباشيد به ورطه اي مي افتيد که مي شود از آن به شعارزدگي يا سطحي نگري نام برد و از سويي اگر به درستي کار شود به دليل صداقت و جذابيت ذاتي کودکانه و دنياي پر از شاعرانگي و سادگيشان،فيلم جذابي خلق کرد.براي اينکه دچار شعار زدگي و سطحي نگري نشويد،چه تمهیدی انديشيده ايد؟
کاملا درست می گوید.کار برای کودکان بسيار دشوار است.ضمن اینکه اين کار براي
بچه های کرمانشاه هم اولین تجربه در این زمینه به شمار مي رود.در اين شهرستان
فیلم های بلند چنداني ساخته نشده است. بنابراین به طور کلي با مشکل نابازیگر مواجه بودیم،اما به اين دليل که در مورد تدوین هنوز کارها به طور کامل انجام نشده،نمي توانم بگويم که کار چه فضايي دارد،اما هنگام دکوپاژ و پيش از آنکه سر صحنه فیلمبرداری بروم با بچه های گروه صحبت کرده بودم و فضايي را مي خواستم که ازنظر بازیگری و دکوپاژ تا حدی آبستره و تا حدی انتزاعی است.به اعتقاد من،کار کمی متفاوت است.وقایع رئالیستی هستند و ماجرا های داستان خیلی واقعی اند.اما نوع بازیگری،دکوپاژ،موسيقي،چيزهایی است که از قبل در ذهن من بوده و در توليد ادامه پیدا می کند و به طور آگاهانه فیلم را به سمت نبرد خیر و شر مي برد و با سکوت هاي طولانی به یک وسترن کودکانه تبدیل مي شود.
گفتید بازیگري آبستره.اگر ممکن است در اين مورد بيشتر توضيح دهيد و در مورد نشانه های این سبک بازیگري بيشتر بگوييد.
نشانه ها در سکوت ها و مکث های طولانی دیده می شود.در بازی های رئالیستی که سعی می کنند بازي و زمان فیلم با زمان واقعی برابر باشد ما در این بازیگری،زمان فیلمی را گسترش می دهیم.با تاکید روی مکث هایي که بازیگر باید انجام دهد،به سمت گسترش زمان فیلم،گونه آبستره و انتزاعی مي رويم.به هر حال،این درنظر بوده و من هم در دکوپاژها رعایت کردم و با بازیگران تمرین کرده و سعی کردیم این مدل را در آوريم.
بازیگران چگونه انتخاب شدند ؟
پروسه انتخاب بازیگر بسیار سخت بود.زيرا برای اینکه ما بچه های پایین شهر را بايد انتخاب می کردیم که قرار است به عنوان بچه های شرور در اين فیلم بازی کنند،اما بعد از یک جست و جوی 15روزه متوجه شدیم که بچه های پایین شهر متاسفانه مشکل گویش داشتند و لهجه ساده کرمانشاهی را نمي توانستند صحبت کنند.چون معمولا از بچه های روستاهای کرمانشاه به آنجا آمده اند.بنابراین،ما اصلا مسیر را عوض کردیم و به سراغ انتخاب بازیگر رفتيم آن هم از میان افرادی که با فضای کوره پز خانه بسيار بيگانه بودند. مجبور بودیم بچه هایی را انتخاب کنيم که از نظر نمایشی،بازیگران خوبي باشند و نقش بچه ای را بازی کنند که به شدت با او بیگانه هستند و این کار بسيار دشوار بود.ما به هر حال، دبیرستان ها و راهنمایی های متفاوتی را دیدیم و بیش از دو هزار نفر از بچه ها تست گرفتم و از بین اینها پنج نفر را انتخاب کردیم که از نظر من خوب و مناسب بودند.
طبعا تست گرفتن از دو هزار نفر زمان زيادي برده است؟
نوجوانان را بیشتر از مدارس انتخاب مي کرديم و در سالن مدرسه ها در عرض دو،سه ساعت با آن ها صحبت مي کردم و خیلی کوتاه از آن ها تست مي گرفتم.کساني که انتخاب می شدند،آفیش می کردیم و تست هاي آن ها مقداری مفصل تر بود.به اين دليل که بايد انتخاب اصلح انجام شود.اين آزمون حدود 10روز به طور فشرده انجام مي شد.
طبیعتا لهجه هم دارند. بله.لهجه دارند و قصد من هم این بود که لهجه داشته باشند.
دو بازیگر حرفه ای تان چطور؟
خانم ریاضی لهجه را به خوبي ادا کرد و چون خود من هم کرمانشاهی هستم،اجراي درست ديالوگ هاي ايشان را تشخيص مي دادم.
مقداری با ایشان تمرین کردم و یکی از بچه ها را هم به عنوان معلم گذاشتم تا با ایشان کار کند.او بسيار مستعد بود و خیلی خوب از عهده این لهجه برآمد.
چرا اصرار داشتيد لهجه داشته باشند؟
یکی از دلایلی که من علاقمند بودم کار در کرمانشاه ساخته شود این بود که فیلم هایی که از لهجه کرمانشاهی ساخته مي شود متاسفانه با اغراق و غلط ساخته شده اند و فکر مي کنم ایرانی های غیر کرمانشاهی همیشه زبان و لهجه کرمانشاهی ها را سخت فهمیده اند. من تلاشم این بود که لهجه درست کرمانشاهی را در فیلمم بیاورم.در آن فیلم ها معمولا لهجه بخشی از کرمانشاهی ها که از اقشار لمپن هستند به عنوان لهجه غالب انتخاب شده و نمی دانم از طرف کدام کارگردان اين اتفاق افتاده،اما دراکثر فیلم هایی که من دیدم لمپنیزم از نظر زبان و لهجه حاکم بود.من تلاشم این بود که بگویم این طور نیست.بخش هایی وجود دارد که
می توانند خیلی خوب صحبت کنند و البته لهجه دارند که به نظربعضی ها شیرین و جالب است و من علاقمند بودم که این لهجه را که به فارسی کتابی نزدیک است،بیشتر معرفی کنم.
اين فارسي هم که مي گوييد،طبيعتا لهجه رایج نیست!
چرا همین است.
لهجه رايج بين مردم،فارسی سلیس است.
خوب فعل ها را مي شکنند،اما بیشتر فقط ملودی خاصی دارد.به فارسی کتابی خیلی نزدیک است.مثلا نان را می گوییم نان نه نون.به خصوص نسل جدید که بیشتر به اين لهجه تمایل دارند،اما بخش هایی هم هستند که قدیمی تر و غلیظ تر صحبت می کنند.
تاکید سیمافیلم هم بر این بود که زیر نویس نداشته باشد و کرمانشاهی غلیظ نباشد. فارسی که قابل فهمي که یک مقدار غلیظ تر است و مي شود فارسی کرمانشاهی.قرار نبود کردی کرمانشاهی بیاید.
چه شد که از آلمان برگشتيد؟
چهار سال است که از آلمان بر گشته ام.
مي خواستم دوره ای برگردم که شرايط را ارزیابی کنم.برای دکترا در روسیه پذیرش گرفته بودم.مرخصی گرفتم که به ایران بیایم و درباره تز دکترايم کار کنم.همان زمان يک ارزیابی کلی هم کردم و ديگر بر گشتم و تدریس کردم و ماندگار شدم.به هر حال،هر جا که بروی،باز اینجا جاي دیگری است.
شما که به عنوان يک هنرمند مدتي را در خارج از کشور زندگي کرده ايد،مي توانيد در مورد کيفيت کار هنرمند در خارج از سرزمين مادري خود و فضا و زمينه فرهنگي آن قضاوت کنيد؟مي گويند هنرمندي که از مردم خود دور مي شود،سرچشمه خلاقيتش مي خشکد.اين درست است؟
نمی شود در این مورد خیلي کوتاه صحبت کرد، اما خود من با ملاک های آن جامعه غريبه و با دانشجویان آلمانی درس خواندم.طبق معیار های آنجا فارغ التحصیل شدم و بر اساس معیارهای آن ها توانستم در آن محيط فیلم بسازم؛بر اساس همان ملاک ها فیلم من در آنجا جایزه گرفته و در بخش های مختلف به نمایش درآمده،اما صحبت شما کاملا درست است.من فکر می کنم به نوعی در شرایط زیست طبیعی به دلیلی آشنایی عمیق با فرنگ و زبان،به خصوص در روان شناسی فردی انسان و رشدی که در دوران کودکی شکل گرفته، به خصوص زبان( زبان نه به معنی تسلط و اشراف به قواعد دستور زبان.زبان به معنی یک مجموعه تاریخ،یک مجموعه فرهنگ) اينکه مي گوييد تاثيرگذار است.در این تاریخ و فرهنگ من وقتی در خیابان ها قدم می زنم،وقتی یک کودک را می بینیم،کودکی خودم را تداعی می کند و پیری یک پیرمرد،پیری من را تداعی می کند.به اين دلیل که وجوه مشترک تاریخی داریم و آن پیرمرد و آن کودک و از سیاوش تا امام حسین(ع)،مجموعه تاریخی هستند که در من زنده است.

بنابراین،ما"اینه"می شویم که مي تواند در کار هنری خودش را نشان دهد.من ممکن است با قواعد یک کشور خیلی خوب آشنا شوم،اما آن جامعه،اینه تاریخی- فرهنگی من نیست.بنابراین،من یک غریبه ام و این غربت باعث می شود نتوانم وقتی می خواهم کار خلاقه اي بکنم،از تمام پتانسیل های درونی ام خودم برای خلق یک اثر استفاده کنم و آن چیزی که به عنوان سرمایه معنوی تاریخی در من موجود است؛در شرایط زیست طبیعی خودم در ایران؛درآنجا باید از راه تحقیق و تفحص به دست آورم و خیلی جاها به اشتباه کارکنم. ممکن است من به یک بازیگر ایرانی بتوانم خیلی راحت بگویم این طور بازی کن،اما به یک بازیگر آلمانی نه.نه براي زبان،بلکه به دليل وجوه مشترک.بنابراین،آنجا کار کردن خیلی سخت تر است.

 

انتشار مطالب بدون ذکر منبع پيگرد قانوني دارد